فوتو پاوه

Developer Developer Developer Developer Developer Developer

چالاو

طبقه بندی: اورامان، چشمه ها، 
منطقه زیبای اورامان سرشار از زیباییهای طبیعی است که بلادرنگ انسان را به تحسین وا می دارد و سجده شکر را در برابر این عظمت بر انسان واجب می کند. از سه راهی باینگان به پاوه 5 کیلومتر که به سوی روستای زرین چیا می روی به منطقه میرئ
ا
ولی که در دل تپه ها و کوه های سرسبز آرمیده است می رسی. در کنار این روستا چالابه های زیبایی که 12 عدد می باشد همچون نگین های بر انگشتری سبز پدیدار می شود این چالابه ها که از جمع شدن آب چشمه چالاو در بالادست مرتع وسیع این منطقه قرار دارد تشکیل می شود پوشش گیاهی و دامی آن منطقه را برای پرورش دام و اسب و زنبور عسل به سرزمین مستعد تبدیل نموده است. روستای زرین چیا که به میرآولی( میر عبدلی) مشهور است خود نیاز با داشتن چشمه ای پر آب و منظره ای زیبا محلی برای کشاورزی و باغداری است . زبان مردم این روستا کردی جافی است.









عدنان مرادی 1394/01/27 نظرات() ادامه مطلب

خدای آبها را نخواهید دید پس خوب نگاهش کنید

طبقه بندی: چشمه ها، 

پس از سالها تلاش بالاخره تلاش مهندسان و متخصصان امر و کارشناسان و صاحب نظران به ثمر نشست و توانستند راهی برای به زیر کشیدن خدای آب ها پیدا کنند؛ غرق شدن!!!!! به سبک سد سازی. سد سیروان در آینده این چشمه جوشان را خواهد بلعید و خدای آب ها بل را دیگر نخواهیم دید  .

 

برای دین سایر تصاویر به ادامه مطلب بروید

و برای بزرگتر دیدن تصاویر بر روی آنها کلیک کنید



ادامه مطلب
عدنان مرادی 1390/02/4 نظرات() ادامه مطلب

تندیس میرزا عبدالقادر پاوه‌ایی

طبقه بندی: آبشارها، چشمه ها، پاوه، 


تندیس میرزا عبدالقادر پاوه‌ایی

روز شنبه 17 بهمن ماه از تندیس شاعر بزرگ شهرمان میرزا عبدالقادر پاوه ایی

پرده برداری خواهد شد


جا دارد از زحمات شورای شهر و جناب آقای ابراهیمی شهردار پاوه تشکر ویژه نمود









عدنان مرادی 1388/11/15 نظرات() ادامه مطلب

میرزا محمود دوریسانی شاعر و تاریخ نویس اورامان

طبقه بندی: آبشارها، چشمه ها، 
میرزا محمود فرزند محمد در سال 1272 هجری خورشیدی در روستای سردربند بخش باینگان از توابع شهرستان پاوه دیده به جهان گشود روستای سردربند در نزدیک روستای بله ای و در نزدیکی زیارتگه پیر پرچن بوده که امروز اثری از آبادانی در آن وجود ندارد . میرزا محمود در کودکی در دامان پر مهر پدر و مادر تربیت یافته است . پس از چند سال پدر میرزا به دلایلی که امروز نیز ناشناخته مانده روستای خویش ( سردربند ) را ترک گفته و در کنار یک چشمه روستایی را از نو بنیاد می نهند که امروز به مزیدی معروف است .
تا سن بیست سالگی در کنار پدر و مادر در همان روستای مزیدی می ماند و در همان سال برای کار کشاورزی به روستای شمشیر ( در هشت کیلومتری پاوه ) می آیند .در روستای شمشیر میرزا محمود جوان با دختری به نام سدری ازدواج می نماید . و پس از مدتی آنجا را نیز به قصد روستای دوریسان در سه کیلومتری پاوه ( که امروز جزیی از پاوه است ) ترک می گویند . در روستای دوریسان میرزا به همراه خانواده چند قطعه زمین و باغ خریداری می نمایند و به کار آن می پردازند . در سن 35 سالگی ( حدود سال 1307) میرزا در دوحادثه پدرش محمد و مادرش فاطمه را از دست می دهد . تا سال 1310 اورامان به شیوه ارباب رعیتی اداره می شد که در آن سال حکومت مرکزی قصد تسلط بر اورامان را دارد که با مقاومت بگزاده های اورامان به رهبری جافر سان در نوسود و حسین بگ وکیل در جوانرود مواجه می شود که پس از جنگی سخت جافر سان بهمراه 24 پسر خویش راهی عراق می گردد . پس از این وقایع حکومت مرکزی برای اینکه زهر چشمی گرفته و فضای رعب و وحشت ایجاد نماید اقدام به دستگیری بگزاده ها ، روحانیون و مردان بانفوذ می کند که در این میان 280 نفر در پاوه و مریوان و نوسود و جوانرود دستگیر شده و به زندان کرمانشاه منتقل می گردند .پس از یکهفته دویست نفر از آنان به زندان قصر تهران و حدود 80نفر به استان خراسان و زندانهای آن منتقل می گردند .که میرزا محمد دوریسانی نیز یکی از هشتاد نفری می باشد که به استان خراسان منتقل می گردد .که بهمراه پنج نفر از دوستانش بمدت شش سال زندانی می شوند و پس از اتمام شش سال برای همیشه به سمنان و دامغان ( روستای کلا در یک کیلومتری سمنان ) تبعید می گردند .

به‌و هه‌ناسه‌ی سه‌رد مه‌شیم وه دما
تا به ئابادی مه‌نزلگای که‌لا

قه‌ریه‌ی که‌لا بی چوون مه‌کانمان
جه یه‌ک فه‌رسه‌خی شاری سمنان

چهارده ماه اینگونه در روستای کلا می ماند تا دوباره به زندان دامغان منتقل می گردد که در آنجا به همراه یکی از دوستان همبندش فرار می کنند و پس از 26 شبانه روز پیاده و سواره به کرمانشاه می رسند .

له دوای شه‌ش سال بکه‌رو ئاخیر
له دامغاندا بکه‌رو گوریز

بیست و شه‌ش مه‌نزل وه له‌یل و نه‌هار
نه‌شو نه توی خاو نه‌گیرو قه‌رار

پس از 26 روز راهپیمایی که به شهر کرمانشاه می رسند و قبل از آنکه به روستای خود یعنی دوریسان و برای استراحت و دیدن اقوام داخل شهر کرمانشاه می شوند . . .

په‌ی به‌دبه‌ختیمان نه‌بیمان خه‌یال
دل وه‌ش و سه‌روه ش په‌شیو بیم جه حال

نه‌گبه‌تی جه پشت به دبه ختی نه وه‌ر
نه رووی خیابان کیشامان به وه‌ر

به‌و خه‌یاله‌وه شیم وه کرماشان
به‌لکه‌م بوینوون به‌عزی جه خویشان

از بخت و اقبال نامراد پزشکی که در زندان دامغان در خدمت ارتش بوده و به امور بهداشتی زندان رسیدگی می کرد و به کرمانشاه منتقل گردیده و میرزا از این موضوع بی اطلاع تااینکه در خیابان نواب شهر کرمانشاه به دکتر برخورد می نماید که دکتر اورا شناخته و به پاسبانی که در آن محل است گزارش می نماید . . . پاسبان آنها را دستگیر می نماید و وساطت و خواهش مردم هم کارگر نمی افتد و میرزا محمود دوباره راهی زندان می گردد .

ته‌قدیرات پیمان حه‌واله که‌رده‌ن
جه‌ی خیاباندا ماوه‌رومان وه به‌ن

ناگا ئه‌و دوکتور جه‌وری خه‌یابان
جه ( خته‌ )ی جه‌پشنی مه‌یدان

واتش ئه‌سه‌لام ره‌فیقی جاران
ئاخر تو کوجا یاوای وه‌ی مه‌کان

که‌ی جه دامغان فیرارت که‌رده‌ن
وه پای ویت ویتان وه به‌ن ئاورده‌ن

تا آماده شدن مقدمات انتقال میرزا محمود به زندان دامغان مدت بیست روز در زندان کرمانشاه می ماند و فرصتی دست می دهد تا با اقوام و خویشان دیداری داشته باشد .

جه‌و زیندانی تار ئه‌منیه‌ی کرماشان
جارجار مونته‌زر په‌ی ئامای خویشان

بیست روژ جه‌و زیندان تاریکی بی ده‌ر
سزای قیامه‌ت بکیشام یه‌کسه‌ر

سرانجام پس از انتقال به زندان دامغان در یک دادگاه نظامی به دویست ضربه شلاق محکوم می شود . و سپس به زندان نیشابور و سپس به زندان سبزوار منتقل می گردد . وتا سال 1320 هجری شمسی یعنی زمان شروع جنگ جهانی دوم در آنجا می ماند . با شرو جنگ جهانی دوم ایران میان دو قدرت روسیه و انگلیس تقسیم می گردد و تمام زندانیاتن نیز آزاد می شوند .اما میرزا محمود بهمراه هفت نفر از همبندی هایش به عنوان تبعیدی در همان شهر سبزوار می ماند . در بهار 1321 در همان شهر شبزوار با دختری از همان شهر بنام حیات ازدواج می نماید و در پاییز همان سال با تخلیه پادگان ها و اوضاع نابسامان کشور بهمراه همان هفت نفر به شهر و دیار خویش اورامان که در آن زمان تحت نظر بگزاده های اورامان زیر نفوذ حکومت مرکزی اداره می شد باز می گردند .

پس از بازگشت به دوریسان میرزا محمود که تجربه های فراوان دوری چندین ساله اورا پخته نموده است به پیشنمازی مسجد دوریسان می پردازد و در همان روستا به تعلیم قرآن و سواد آموزی می پردازد که حاصل آن تربیت جوانان بسیاری بوده است که هم اکنون نیز در ادارات و مراکز مختلف دولتی و غیر دولتی مشغول خدمت می باشند .

میرزا محمود دوریسانی پس از تحمل سالها رنج و انجام سالها خدمت به مردمش در سن 88 سالگی و در سال 1358 هجری شمسی در روستای دوریسان دیده ازجهان فروبست . روحش شاد و قرین رحمت الهی . . .

در باره دیوان شعر میرزا محمود دوریسانی :

از میرزا محمود دوریانی دیوانی بنام ( حه‌وت به‌ند ) هفت بند بر جای مانده که شامل هفت بند ذیل است :

1- بند اول شامل 381 بیت شعر مناجاتنامه که میرزا محمود برای آزادی از زندان با خدای خویش به راز و نیاز پرداخته است .

2-بند دوم معروف به ( شه‌مال ) شامل 309 بیت شعر که پیوندی میان نقاط مختلفی است که در طول مسیر طولانی انتقالش به زندانهای مختلف و زادگاه و محل زندگیش پاوه و مزیدی بیان نموده است که شه‌مال ( نسیم ) را برای ایجاد این پیوند به مدد خواسته است .

3-بند سوم شامل بیان حال و هوای انتقالش به زندان شهرهای مختلف می باشد به عنوان نمونه در در انتفال به زندان دامغان و در گردنه ای کبکب را می بیند که با او به درد دل می پردازد و درد خویش را در قالب و پرسش و پاسخ با او در میان می گذارد .این بند شامل بیش از 200 بیت شعر است .

4-بند چهارم شامل فرار او از زندان دامغان است . که شامل حدود 861 بیت شعر است .

5و 6 - این دو بند شامل گفتگو با چشمه ای بنام ( سه‌راو ) است و در آن« تاریخ پادشاهان ایران و حاکمانی که بر آن حکومت کرده اند را بیان می نماید . که این قسمت شامل 702 بیت می باشد .

7-شامل 57 بیت از اشعار شاعر است

در مجموع دیوان میرزا محمو دوریسانی بیش از 2310 بیت شعر می باشد .



چند بیت از مناجاتنامه میرزا محمود دوریسانی



یا وه‌ فه‌ریادره‌س یا وه‌ فه‌ریادره‌س !
که‌سی بی که‌سان فه‌ردی فه‌ریاد ره‌س

یا قایم به زات قدیمی موتله‌ق
یا ده‌لیلی خه‌یر حه‌قیقه‌ت به حه‌ق

یا قودره‌ت نما مه‌کانی لاهووت
یا شای لایه‌نام مه‌قامی ناسووت

یا ساحیب ته‌مکین شان و جه‌به‌رووت
یا ئاگاه جه زیکر گروی مه‌له‌کووت

تو ده‌لیلی خه‌یر بی چاره‌گانی
توی ده‌وای حاجه‌ت ده‌ردمه‌ندانی

تو ته‌بیبی خاس ده‌رده‌دارانی
تو موشکل گوشای موشکل کارانی

تو ملجا په‌نای نیازمه‌ندانی
به‌رئاورده‌ی کار حاجه‌تمه‌ندانی

وه زه‌لیلیمان هه‌ر تونی ئاگاه
خیلافش نیه‌ن والله و بالله

یا مفتاح الخه‌یر یا موشکل گوشاد
بیاوه به داد به‌نده‌ی ناموراد

عاله‌م بی هوشه‌ن خو تو هوشیاری
مه‌خلوق جه خاوه‌ن تو خه‌به‌رداری

به حه‌قی زاتت تونی ره‌حم که‌ر
بده‌ره نه‌جات به‌ندیان یه‌کسه‌ر


منبع : http://hssib.blogfa.com/



عدنان مرادی 1388/09/11 نظرات() ادامه مطلب
تعداد کل صفحات : 2 | 1 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic